مسته بالضم،طعمۀ مرغان شكارى،و بمعنى مطلق طعمه نيز استعمال كنند، چنانكه انورى گويد: مصراع نسرين چرخ را جگر جدى مسته باد و در فرهنگ بجميع معانى مرادف مست گفته . 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج2 , ص1339) 
به ضم اول و سكون ثانى و فتح فوقانى به معنى جور و ستم و غم و اندوه باشد و نام دارويى است كه آن را به عربى سعد گويند و طعمه جانوران شكارى را مثل باز و شاهين و چرغ و شكره نيز گفتهاند و بعضى گويند به اين معنى عربيست و به فتح اول و كسر ثانى و ضم فوقانى و ظهور ها منع از ستيزه كردن و لجاجت نمودن باشد يعنى ستيزه مكن و لجوج مباش. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ فارسی برهان قاطعفرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص860) 
بمعنى جور و ستم و غم و اندوه و همان كياه كه در مست كفته شد و بضم طعمه مرغان شكارى انورى كفته كيوان موافقان ترا كر جكر خورد نسرين چرخ را جكر جدى هسته باد و بفتح ميم و كسر تا و ها يعنى ستيزه مكن و لجاج مكن چه ستهيدن بمعنى ستيزه كردنست 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ انجمن آرای ناصریفرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص679) 
- [بضم ميم و سكون سين و فتح تاء ] طعمۀ طيور جوارح باشد [3]. حكيم انورى گويد: شعر كيوان موافقان ترا گر جگر خورد نسرين چرخ را جگر جدى مسته باد 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ مجمع الفرسفرهنگ مجمع الفرس
, ج3 , ص1361) 
- [بفتح ميم و كسر سين مهمله و تاى قرشت] يعنى ستيزه و لجاج مكن [3]. مثالش حكيم سنائى فرمايد: شعر اينچنين طاعت اى پسر آن به كه نيارى برش برو مسته و - بسكون سين - نيز آمده چنانكه لامعى جرجانى گويد : بيت مسته صنما چندين، چندين صنما مسته مىخور بطرب با من، با من بطرب مىخور 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ مجمع الفرسفرهنگ مجمع الفرس
, ج3 , ص1372) 
خورش اشكره[بود] 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص290) 
(اسم) جور و ستم. ¦¦غم و اندوه. ¦¦نام دارويى است كه آن را به عربى سعد گويند. ¦¦طعمۀ جانوران شكارى مثل باز و شاهين و چرغ و شكره. كمى از گوشت كه به مرغ شكارى دهند تا او به شكار حريص شود. چشته. چاشنى. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ج2 , ص2704) 
[اسم][فارسی]طعمۀ جانوران شكارى مانند چرغ و شاهين و باز و جز آن.و جور و ستم و زبردستى.و غم و اندوه.و نام داروئى كه بتازى سعد گويند. ¦¦ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
[عربی]رجل مسته:مرد كلان سرين. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج5 , ص3311) 
خورش شكره بود.رودكى گفت: منم خو كرده بر بوسش#چنان چون باز برمسته.# چنان بانگ آرم از بوسش#چنان چون بشكنى پسته. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص67) 
طعمۀ شكره را گويند.رودكى گويد: منم خو كرده بر بوسش چنان چون باز برمسته#چنان بانگ آرم از بوسش چنان چون بشكنى پسته 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص145) 